می توان با یک گلیمِ کهنه هم
روز را شب و شب را روز کرد.
میتوان با هیچ ، ساخت!
می توان صد بار هم
مهربانی را
خدا را
عشق را
با لبی خندان تراز یک شاخه گل تفسیر کرد!
می توان بیرنگ بود
همچو آبِ چشمه ای پاک و زلال
می توان در فکر باغ و دشت بود
عاشق گلگشت بود.

می توان

این جمله را در دفتر فردا نوشت:

«خوبی»

              از هر چیز دیگر بهتر است.    (م مهربان)