کودکی که دریا کفشش را از او گرفته بود،

روی ساحل نوشت "دریا دزد کفشهایم"

مردی که از دریا ماهی گرفته بود،

روی ماسه ها نوشت،

"دریا سخاوتمندترین سفره ی هستی"،

موج آمد و جملات را با خود شست و تنها این پیام را باقی گذاشت،

"برداشتهای دیگران از خود را در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی"