«سال 1361 و عملیات والفجر مقدماتی بود. آن روزهاموی سر بچه ها خیلی بلند شده بود و توی منطقه هم کسی را پیدا نکردیم که کار سلمانی بلد باشد. من هم سلمانی بلد نبودم.یک روز تصمیم گرفتیم یک جورایی کار را شروع کرده و سر بچه ها را بتراشیم. یک قیچی خیاطی پیدا کردم که نوک هایش هم شکسته بود، تصمیم گرفتم با همان قیچی سر بچه ها را رو به راه کنیم.
 اولین نفر آقای قلی پور بود که اصلاح کردن او حدود 5 ساعت طول کشید. بعد از اصلاح قلی پور به این نتیجه رسیدیم که نه، می شود سلمانی هم کرد و به همین ترتیب شدیم سلمانی سیار و جایی که در این عکس می بینید، سنگری است که در آن مشغول اصلاح سر شهید آذربایجانی هستیم.


هنوز چند لحظه ای از کارمان نگذشته بود که شهیدان صنعتکار و قبادی هم از راه رسیده و هر کدام با یک قیچی به جان شهید آذربایجانی افتادند. چند دقیقه ای نگذشت که سر اصلاح شده تبدیل به جاده های تو در توی خاکی شد، به طوری که با خواهش و اصرار او، بچه ها را رد کرده و بالاجبار سرش را با ماشین و از زیر تراشیدیم. در همین لحظات بود که شهید علی تاج احمدی هم از گرد راه رسید و با دوربینش این عکس را گرفت . ایشان وقتی وارد گردان خودشان شد در آن جا به دلیل آتش سنگین دشمن به شهادت رسید و این عکس، عکس آخر او بود.»