پدرم                    مادرم                     معلمم

ذهن من باغچه است گل در آن باید کاشت

گر نکاری گل علف هرز در آن می روید

زحمت کاشتن یک گل سرخ

کمتر از برداشتن هرزگی آن علف است

گل بکاریم بیا تا مجال علف هرز فراهم نشود

بی گل آرایی ذهن نازنین آدم آدم نشود

معلمان، پدران و مادران عزیز بخوانند...


ای پدر  ای مادر

من به رفتار شما می نگرم

دیده ام ناظر اعمال شماست

بهر من خوب و بد از کار شما مفهوم است

عمل و کار شما الگوی رفتار من است

نه چنان می شوم آخر که شما می خواهید 

وضع من بسته به رفتار شماست

ای پدر ای مادر

من در آیینه سیمای شما

آنچه را در دلتان می گذرد می خوانم

بهر آن است که با من همه صادق باشید

تا نگیرد دل من رنگ ریا

ای پدر ای مادر

اشتباهی اگر از من سرزد

کاه را کوه نکنید

نخ مو را ننمایید طناب

من هم انسانم و لغزش دارم

با زبان خوش خود ذهن من آگاه کنید

تا که دیگر نکنم کار خطا را تکرار

ای پدر ای مادر

رشد من تدریجی است

تربیت تابع این قانون است

می روم پیش ولی گام به گام

گرفشاری به من آرید مرا می شکنید

نشتابید و شکیبا باشید

با کسی هیچ قیاسم نکنید هر گلی رنگی و بویی دارد

وضع من با دگران یکسان نیست

وضع من وضعیت آنان نیست

در جهان من تک و تنهایم

ای پدر ای مادر

بین تان همدلی گر باشد و مهر

من چو گل در برتان شادابم

نگذارید که الفت زمیان برخیزد

من پریشان شوم و آشفته      نقض پیمان نکنید

به خدا بین شما عهد و مودت باشد

ای پدر ای مادر

احتیاجم همه پوشاک و غذا تنها نیست

من به امنیت خاطر چو غذا محتاجم

من محبت زشما می خواهم

دل پاک من از این عاطفه لبریز کنید ای پدر ای مادر دوستتان دارم و دوستم باشید .