در کویری خالی

کلبه ای خواهم ساخت

داخل آن کلبه

 فرش خواهم انداخت

                          مصطفی رحماندوست

 


دورتا دورش را

پر ز گل خواهم کرد

ارغوانی، آبی

سرخ ، نارنجی، زرد

گوسفندانی را

پرورش خواهم داد

گوشه ای خواهم ساخت

دنج ساکت، آباد

از قناتی، هر روز

آب خواهم آورد

کوزه ها را با آب

خوب پر خواهم کرد

نی لبک خواهم زد

صبح تا شب، آنجا

با خودش خواهد برد

باد، آوازم را

در دل فانوسم

شعله ای خواهم ریخت

با طنابی ، از سقف

نور خواهم آویخت

ناله ی نی در روز

خوب خواهد پیچید

نور را هم در شب

هر کسی خواهد دید

هر که راهش گم شد

هر که از پا افتاد

کلبه ی من، امید

به دلش خواهد داد

بر در آن کلبه

منتظر خواهم ماند

هر که از راه آمد

به درون خواهم خواند

خسته ها را با مهر

باز، جان خواهم داد

ناتوان ها را هم

آب و نان خواهم داد

به همه خواهم گفت:

"مهربانی زیباست

دوستی شیرین است

گل زیباییهاست"