عشق ،یعنی خواستن اما نگفتن.

عشق ،یعنی سوختن ،اما ساختن.


عشق، یعنی طغیان دل ،اما لب فرو بستن.

عشق ،یعنی با چشم سخن گفتن و با حسرت نگاه کردن.

عشق ،یعنی راز ، رازی که حتی معشوق نمی داند.

عشق ،یعنی خواستن برای دوست.

عشق ،یعنی زیستن برای دوست،

عشق ،یعنی بودن برای دوست ، مردن برای دوست، بی آنکه باشی یا بخواهی.

عشق ،یعنی مناجات شبهای تنهایی،وضو ساختن از قطرات اشک.

عشق ،یعنی روزی بی صدا ،بار سفر بستن و رفتن.

عشق یعنی، پرستش بدون چشم داشت ، ستایش بی صدا،رفاقت بی جفا،صداقت بی ریا.

عشق یعنی ،تابیدن خورشید از قله های دل بر شبهای دوست و قطره قطره اب شدن و از صخره ها فرود امدن و رنگین کمان شدن.

 

منبع:کتاب پابه پای هم استاد عوامی ص 107