رنگهای دوستی

پیام:اتحاد وهمبستگی ودوستی در کنار اختیار

واستقلال فردی


روزی روزگاری رنگهای جهان با یکدیگر دعوایشان

شد هر یک یک ادعا می کرد بهترین رنگ است.

رنگ سبز می گفت:معلوم است که من با اهمیت ترین

رنگ هستم نشانه وسمبل زندگی وامید به همین دلیل

هم برای چمنزارها ودرختان انتخاب شدهام بدون من

همه حیوانات از بین می روند. من بیشترین رنگ به کار

رفته در طبیعتم.

رنگ آبی وسط حرف او دوید وگفت:تو فقط به زمین

فکر می کنی نگاهی به آسمان ودریاها هم بیانداز.

آب است که مظهر حیات است.آسمان است که مظهر

صلح وصفا وخلوص است. بدون وجودصلح وصفای

من تو اصلا ارزش نداری.

  رنگ زرد پوزخندی زد وگفت:شما خیلی خودتان را مهم در

نظر گرفته اید.من شادمانی وحیات وگرما را برای دنیا به

ارمغان می آورم وخورشید ،ماه وستارگان هر وقت به

یک گل آفتابگردان نگاه کنید کل دنیا به شما لبخند می زند

بدون من دنیا نابود می شود ورنگ یکنواختی وکسالت به

خود می گیرد.

رنگ نارنجی فریاد کشید:من رنگ سلامتی وقدرت هستم.

نیازهای بشر را من تامین می کنم.حاوی بهترین ویتامینها هستم .به یاد

هویج،کدو حلوایی،پرتقال ،عنبه،نارنگی ونارنج بیفتید. وقتی در هنگام طلوع

یا غروب خورشید در آسمان نمایان می کردم زیبایی وابهت من آنچنان

هویداست که هیچ کس به یاد شما نمی افتد.

رنگ قرمز نعره کشید:من حاکم وفرمانده شما هستم من رنگ خون هستم

وخون مایع حیات است من رنگ خطر وشجاعت هستم وبرای جنگ

همیشه آمادگی دارم. من به آتش حیات می بخشم .بدون من کره زمین

مثل کره ماه خالی وعاری از حیات می شود .من رنگ عشق ،گل رز

 واحساس هستم.

رنگ بنفش با بلندترین صدای ممکن گفت:من رنگ وفاداری وقدرت هستم

نشانه وسمبل خرد وفرهیختگی وبرتری.

رنگ نیلی به سخن در آمد وآرام با اراده راسخ وتزلزل ناپذیر گفت:به من فکر

کنید ،من رنگ سکوت هستم بدون من همه ی شما جلوه ی خود را

از دست می دهید. من رنگ مداد واعماق آبها هستم شما برای تعادل و

هماهنگی آرامش وتعمق به من نیاز دارید.

خلاصه صدای آنها هر لحظه بلندتر می شد،ناگهان آذرخشی در آسمان

نمایان شدوبه دنبال آن صدای رعد در همه جا طنین افکند.بارانی تند شروع

به باریدن کرد:

رنگها از ترس خم شدند وبه یکدیگر چسبیدند تا احساس امنیت پیدا کنند.

باران در وسط همهمه وهیاهوی خود فریاد کشید: ای نادانها یی که با

یکدیگر دعوا می کنید ومی خواهید برتری خود را نسبت به یکدیگر

نشان دهید.مگر نمی دانید که هر یک به دلیل خاصی آفریده شده اید و

منحصر به فرد ومتفاوت هستید؟دستانتان را به یکدیگر بدهید وهمراه من

بیایید از آن پس هر گاه باران می بارد رنگها در کنار هم ودر صلح و

صفا رنگین کمان زیبایی را بوجود می آورند،تا به یاد هم بیاورید که به

 وجود هم وابسته اند،اما مستقل از هم هر یک اهمیت دارند.